سرود مردی که تنها به راه می رود

سرود مردی که تنها به راه می رود

در سال 1326 با اشرف الملوک اسلامیه ازدواج کرد. در همین سال اولین مجموعه شعر خود را با عنوان «آهنگهای فراموش شده» منتشر کرد و به کار روزنامه نگاری مشغول شد. پس از کودتای 28 مرداد، مجموعه شعر «آهنها و احساس» وی توسط پلیس سوزانده شد و خود او بار دیگر بازداشت شد. شاملو یک سال و چند ماه در زندان کودتا باقی ماند.

غم نان اگر بگذارد

غم نان اگر بگذارد

در ۱۳۳۶ با طوسی حائری ازدواج می‌کند در این سال با انتشار مجموعه اشعار هوای تازه خود را به عنوان شاعری برجسته تثبیت می‌کند. این مجموعه حاوی سبک نویی است. پدرش نیز در همین سال فوت می‌کند. در سال ۱۳۴۰ هنگام جدایی از همسر دومش همه چیز از جملهٔ برگه‌های تحقیقاتی کتاب کوچه را رها می‌کند.

آیدا فسخ عزیمت جاودانه بود

آیدا فسخ عزیمت جاودانه بود

شاملو در ۱۴ فروردین ۱۳۴۱ با آیدا سرکیسیان آشنا می‌شود. این آشنایی تاثیر بسیاری بر زندگی او دارد و نقطه عطفی در زندگی او محسوب می‌شود.آیدا و شاملو در فروردین ۱۳۴۳ ازدواج می‌کنند و در ده شیرگاه (مازندران) اقامت می‌گزینند و تا آخر عمر در کنار او زندگی می‌کند.

آه ای یقین گمشده، بازت نمی نهم

آه ای یقین گمشده، بازت نمی نهم

در سال ۱۳۴۶ شاملو سردبیری قسمت ادبی و فرهنگی هفته‌نامه خوشه را به عهده می‌گیرد. همکاری او با نشریه خوشه تا ۱۳۴۸ که نشریه به دستور ساواک تعطیل می‌شود، ادامه دارد. در این سال او به عضویت کانون نویسندگان ایران نیز در می‌آید. در سال ۱۳۴۷ او کار روی غزلیات حافظ و تاریخ دوره حافظ را آغاز می‌کند. نتیجه این تحقیقات بعدها به انتشار دیوان جنجالی حافظ به روایت او انجامید. در اسفند ۱۳۵۰ شاملو مادر خود را نیز از دست می‌دهد. در همین سال به فرهنگستان زبان ایران برای تحقیق و تدوینِ کتاب کوچه، دعوت شد و به مدت سه سال در فرهنگستان باقی ماند.

من بامدادم... خسته از با خود جنگیدن...

من بامدادم... خسته از با خود جنگیدن...

با وقوع انقلاب ایران و سقوط رژیم شاهنشاهی، شاملو تنها چند هفته پس از پیروزی انقلاب به ایران باز می‌گردد. در همین سال انتشارات مازیار اولین جلد کتاب کوچه را در قطع وزیری منتشر می‌کند. شاملو در ضمن به عضویت هیات دبیران کانون نویسندگان ایران در می‌آید و به کار در مجلات و روزنامه‌های مختلف می‌پردازد. او در ۱۳۵۸ سردبیری هفته‌نامه کتاب جمعه را به عهده می‌گیرد. این هفته‌نامه پس از انتشار کمتر از چهل شماره توقیف می‌شود. این اقدامات باعث انزوای هرچه بیشتر شاملو شده و شاعر گوشه عزلت می گزیند.

این فصل دیگری است...

این فصل دیگری است...

سال‌های آخر عمر شاملو کم و بیش در انزوایی گذشت که به او تحمیل شده بود. از سویی تمایل به خروج از کشور نداشت. از سوی دیگر اجازه هیچ‌گونه فعالیت ادبی و هنری به شاملو داده نمی‌شد و اکثر آثار او از جمله کتاب کوچه سال‌ها در توقیف مانده بودند. بیماری او نیز به شدت آزارش می‌داد و با شدت گرفتن بیماری مرض قندش، و پس از آن که در ۲۶ اردیبهشت ۱۳۷۶، در بیمارستان ایران‌مهر پای راست او را از زانو قطع کردند روزها و شب‌های دردناکی را پشت سر گذاشت

من آن غول زیبایم...

من آن غول زیبایم...

بنا به اعتقاد اکثر روشنفکران معاصر ایرانی، شاملو زبان روشنفکری معاصر بود و به عقیده برخی او بزرگترین شاعر پس از حافظ بوده است. شاملو علاوه بر اینکه تحولی تازه در شعر فارسی به وجود آورد، در زمینه فرهنگ عامه نیز با پژوهشهای خود باعث ثبت و ضبط این گنجینه گرانبها شد.

هرگز از مرگ نهراسیده ام...

هرگز از مرگ نهراسیده ام...

سرانجام در ساعت ۹ شب دوم مرداد ۱۳۷۹ (چند ساعت بعد از آن که دکتر معالجش او و آیدا را در خانهٔ‌شان در شهرک دهکدهٔ فردیس کرج تنها گذاشت، درگذشت.