معلمان در آيينه فيلم‌ها و سريال‌ها

اين روزها شبكه دوم سيما با توجه به بازگشايي مدارس سريال‌هايي با موضوع درس، كلاس و مدرسه را روانه آنتن كرده است. سريال خاطره‌انگيز قصه‌هاي مجيد ساخته كيومرث پوراحمد تا آخر هفته از اين شبكه پخش مي‌شود. چند روز پيش نيز فيلم «خمره» با موضوع مشكلات يك مدرسه روي آنتن رفت. به اين بهانه بد نيست مرور كوتاهي داشته باشيم بر چند فيلم و سريال كه به موضوع مدرسه پرداخته‌اند.

همه اين آثار توانسته‌اند خاطره خوش روزهاي كودكي و نوجواني را در ذهن ما زنده كنند. در اين كارها معلم‌هايي با شخصيت‌هاي مختلف را ديده‌ايم. معلم‌هاي مهربان، دلسوز، سختگير، بامزه و گاهي خشن.

مجموعه عروسكي مدرسه موش‌ها كه ساختش به حدود 20 سال پيش برمي‌گردد جزو اولين كارهاي نمايشي بعد از انقلاب با محوريت مدرسه بود. شخصيت‌هايي مثل كپل، گوش دراز، عينكي، نارنجي و سرمايي هركدام گوشه‌هايي از دنياي لطيف كودكانه را نشان مي‌دادند. مدرسه موش‌ها بيشتر در پي ارائه يكسري پندها و نكته‌هاي اخلاقي به كودكان بود و كارگردان براي رسيدن به اين هدف محيط كلاس درس را انتخاب كرده بود.

اگر يادتان باشد در سريال چارديواري (سيروس مقدم) آتيلا پسياني در نقش تقي تاكسي با آن لهجه خاصش مدام به پسرش مي‌گفت: «مگه تو معلم نيستي!؟»

او فكر مي‌كرد چون پسرش معلم است، بايد از همه چيز اطلاع داشته باشد و در هيچ موردي كم نياورد. اين ديالوگ سطح توقعات عامه مردم از جامعه معلمان را نشان مي‌دهد.

در فيلم دايره زنگي ساخته پريسا بخت‌آور، نيلوفر خوش‌خلق نقش يك خانم ناظم را بازي مي‌كرد. وقتي دانش‌آموز و ناظم مجبور باشند در يك آپارتمان زندگي كنند اتفاقات عجيب و غريبي مي‌افتد. او در آپارتمان هم مراقب دانش‌آموزان بود و آنها را تهديد مي‌كرد كه اگر قوانين ساختمان را رعايت نكنند از نمره انضباطشان كم مي‌كند. در يكي از سكانس‌ها وقتي يك فيلم كوتاه نامناسب در خانه همسايه‌شان پخش مي‌شد خانم ناظم سختگير جلوي چشم دو تا دخترش را گرفت. او همچنين به خاطر شغلش اجازه نمي‌داد امين حيايي پاي ماهواره را به خانه باز كند.

در قصه‌هاي مجيد با يك سيستم آموزشي مواجهيم كه ذوق و استعداد بچه‌هايي چون مجيد در آن نابود مي‌شود. ساختاري كه متكي بر تنبيه بدني و دستورهاي مديريتي است و خواست و خلاقيت دانش‌آموزان در آن نقشي ندارد. هنوز هم صداي ترسناك به هم خوردن مهره‌هاي تسبيح آقاي معلم رياضي در گوشمان مانده است. البته معلم ادبيات آن مدرسه يك استثنا بود. فردي كه براي مجيد حكم يك فرشته نجات را داشت. اين سريال همچنين گوشه‌هايي از الگوپذيري دانش‌آموزان از معلمانشان را به تصوير مي‌كشيد.

اگر يادتان باشد يكي از معلمان سر كلاس از ميگو تعريف كرد و بعد از آن مجيد خودش را به آب و آتش زد تا بتواند طعم اين خوراكي نوظهور را بچشد.

در بين همه آثار نامبرده شده هيچ‌كدام نتوانسته‌اند چون قصه‌هاي مجيد تصويري ملموس و همدلي برانگيز از فضاي يك مدرسه را بازتاب دهند. اگر دلتان براي خاطرات دوران كودكي و نوجواني تنگ شده تماشاي دوباره اين سريال را از دست ندهيد.